
دلیل نامگذاریش این است که در دوران جاهلیت، با فرا رسیدن این ماه به جنگ روی آورده و خانهها خالی میماند؛ از این رو به آن صفر گفتهاند.
اول صفر : وارد كردن سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام ، ورود اهل بيت عليهم السلام به شام ، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايتي)، آغاز جنگ صفين (بنا بر روايتي)
دوم صفر : مجلس يزيد لعنتالله عليه بنا بر نقلي، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام ( به روايت ديگر)
سوم صفر : ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام 57 هجري قمري به روايتي.
چهارم صفر : وفات آيتالله محمد علي شاه آبادي (1369 هجري)
پنجم صفر : شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها و لعنةالله علي قاتليها، 61 هجري.
ششم صفر : صدور توقيع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسين بن روح.
هفتم صفر : ولادت امام موسي كاظم عليه السلام 128 هجري، شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بنابر نقل بحار، وفات آيتالله العظمي مرعشي نجفي 1411 قمري.
هشتم صفر : وفات حضرت سلمان فارسي (سلمان محمّدي ) رضيالله عنه 35 هجري قمري
نهم صفر : شهادت عمار ياسر رضيالله عنه در جنگ صفين 37 هجري، شروع جنگ نهروان 38 هجري قمري.
دوازدهم صفر : وفات هارون برادر حضرت موسي عليهماالسلام.
سيزدهم صفر : اختيار حكمين در صفين و حيله عمروعاص.
چهاردهم صفر : شهادت محمدبن ابوبكر به دست عمروعاص (بنابر روايتي)
شانزدهم صفر : شهادت آيتالله سيد حسن اصفهاني فرزند آيتالله سيد ابوالحسن اصفهاني 1349 قمري.
هجدهم صفر : شهادت اويس قرني در جنگ صفين 37 هجري قمري.
بيستم صفر : اربعين حسيني.
بيست و دوم صفر : صدور توقيع شريف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء براي مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه 420 قمري.
بيست و سوم صفر : پي كردن ناقه حضرت صالح نبي عليه السلام توسط قومش - گرفتار شدن حضرت يونس عليه السلام در شكم ماهي.
بيست و چهارم صفر : شدّت يافتن بيماري حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم.
بيست و پنجم صفر : شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم براي نوشتن وصيّت نامه و منع عمر (لعنة الله علیه) از اين كار.
بيست و ششم صفر : دستور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلم به لشكر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با روميان( بنابر نقل واقدي 11 هجري) ، سالروز انقراض حكومت امويان.
بيست و هشتم صفر : رحلت جانسوز رحمت للعالمين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجري قمري - شهادت مظلومانه سبط اكبر امام مجتبي عليه السلام 50 قمري.
(سي ام / بیست و نهم ) صفر : شهادت امام رضا عليه السلام 203 هجري قمري
13. خـلاصه اینکه آنان در همه ویژگیهایى که براى اداره جهان لازم است بى نظیرند و به تعبیر على (ع) ((لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الا خِرُونَ)).
ویژگیهای یاران امام زمان (عج) در قرآن
ای مؤمنان هر کس از شما مرتد شد و از اسلام بیرون رفت ، خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که دارای این چند امتیاز هستند :
۱) هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند .
۲) در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند .
۳) در برابر مشرکان و دشمنان ، سرسخت و نیرومندند.
۴) به طور پی گیری در راه خدا جهاد و تلاش می کنند.
۵) در مسیر انجام وظیفه از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.
این فضل خدا است که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد، فضل و رحمت خدا وسیع است و او بر همه چیز آگاه است.
در روایات برای این آیه مصادیق مختلفی بیان شده از جمله اینکه :
این آیه در مــورد یــاران حضرت مهدی (عج) است که با این ویژگی ها با تمام قدرت ، در مقابل مرتدین و کارشکنان می ایستند، و برای برقراری حکومت عدل امام قائم (عج) و برقراری عدالت در کل جهان تلاش می کنند.
و در عبارتی امام صادق علیه السلام فرمود : صاحب این امر حضرت مهدی عج در پرتو این آیه در حمایت چنین یاران آگاه و دلاور محفوظ است.
ویژگی اول )
به عشق آن یاران به خدا اشاره می کند، آنها که جز به خدا نمی اندیشند، در حدی که خداوند نیز آنها را دوست دارد.
روشن است کــه چنین روحیه ای کــه در پــرتــو ایمان و توکل بدست مـی آید، بزرگترین عامل خیزش و پرواز و اراده و تقوی است که نقش آن در حماسه آفرینی اعجازآمیز و شگفت انگیز می باشد.
ویژگی دوم )
به پیوند اخلاقی و وحدیت و یکپارچگی با مؤمنان اشاره می کند که نقش آن در پیشبرد کار بسیار مهم و چشمگیر است.
ویژگی سوم )
حـاکـی از سـازش ناپذیری مؤمنان در بــرابــر کـافران ، و نه شرقی بودن و نه غربی بودن آنها است که در پرتو آن هر گونه تلاش و شگرد دشمن خنثی می گردد ....
ویژگی چهارم )
جهاد و مبارزه پی گیر با کفار و دشمنان اسلام است.
بالاخره ویژگی پنجم )
کـه بسیار مهم است ، قاطعیت و پایمردی مؤمنان را بیان می کند که روح محافظه کاری و مجامله در آنها نیست ، از عوام زدگی و محیط زدگی و غوغای اکثریت منحرف و استهزاء آنها نمی هراسند و با گامهای استوار در صراط مستقیم حرکت می کنند و یـاوه های چپ و راست در حرکت آنها اثر ندارد. و بــایــد به آغــاز آیــه نیز توجه داشت که ارتداد و بیعت شکنی عده ای وجیه المله ، آنها را سست و نگران نمی کند ، آنها شرایط سخت حاضر را معیار قرار نمی دهند امید به آینده دارند ، چرا که خود آینده سازند و کمبود ها آنها را سست و لرزان نمی کند.
در میان این ویژگی ها هر چند همه در جای خود از اهمیت بسیار برخوردارند ولی این ویژگی پنجم از همه مهمتر به نظر می رسد ابوذر غفاری ، آن مــرد نستوه و قاطع را در تاریخ با این لقب : لا یخاف فی اللّه لومهٔ لائم می خوانند، و خود می گوید : پیامبر صلی اللّه علیه و آله بــه مــن سفارش کرد که در راه خدا از یاوه سرائی یاوه سرایان و سرزنش کنندگان نهراسم.
وقتی کــه حجر بن عدی آن بزرگمرد خدا با یارانش به فرمان معاویه به شهادت رسیدند، امام حسین علیه السلام بزرگترین چهره انقلابی تاریخ به عنوان اعتراض به معاویه نوشت و در آن نامه بخصوص این ویژگی حجر و یارانش را تذکر داد و نوشت :
تو کسانی را کشته ای که امر به معروف و نهی از منکر می کردند ، گـنـاه را بــزرگ مـی شـمـردند ، و لا یخافون فی اللّه لومهٔ لائم و در راه خـدا از ملامت ، ملامت کنندگان نمی هراسیدند.
بسیاری هستند از یاوه سرائی های رسانه های همگانی شرق و غرب تحت تاءثیر قرار می گیرند و خود را می بازند، ولی اگر دارای این ویژگی بودند، هیچگونه تحت تاثیر قرار نمی گرفتند بلکه بیشتر به راه خود ادامه می دادند.
تاکسی
حاج امین به بالای شیشهی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر رو کرد و گفت: 100 تومان.
تاکسی پولش را گرفت و حرکت کرد. اندکی بعد، مسافر دوم گفت: «آقا اینجا پیاده می شم. چقدر می شه »
دوباره حاج امین به بالای شیشهی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر گفت: 125 تومان.
مسافر از قیمت منصفانه اش تعجب کرد. آرام به شیشهی جلو نگاهی کرد. روی کاغذ سادهای با خط زیبا نوشته بود:
كوهنورد
محمد ، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.مادرش غمگین شد و گفت : اى جان مادر ! من ضعیفم و بی كس و تو حامى من هستى ؛ اگر بروى ، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به كه مى سپارى ؟ آیا روا مى دارى كه مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى ؟
از این سخن مادر ، دردى به دل او فرود آمد. ترك سفر كرد و آن دو رفیق ، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.
مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مى خورد و آه مى كشید.
روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مى گریست و مى گفت : من این جا بى كار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتى باز آیند ، آنان عالماند و من هنوز جاهل.
ناگاه پیرى نورانى بیامد و گفت : اى پسر!چرا گریانى ؟
محمد ، حال خود را باز گفت.
پیر گفت : خواهى كه تو را هر روز درسى گویم تا به زودى از ایشان در گذرى و عالم تر از دوستانت شوى ؟
گفت : آرى ، مى خواهم.
پس هر روز ، درسى مى گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد كه آن پیر نورانى ، خضر (ع) بود و این نعمت و توفیق ، به بركت رضا و دعاى مادر یافته است.
چرخه زندگی
پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند.دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش تار شده بودو گام هایش مردد و لرزان بود.اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع میشدند،اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت.پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند…یادمان باشد : قدرت درک کودکان فوق العاده است .چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ، گوشهایشان در حال شنیدن . ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است.اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک میبینیم، این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند
باران
روزی اهل روستا تصمیم گرفتتند که برای بارش باران دعا کنند،درروز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط یک پسر بچه همراه خود چتر آورده بود.
به این می گویند ایمان!
وظايف منتظران
اولين و مهمترين وظيفهاي كه هر شيعة منتظر بر عهده دارد كسب معرفت و شناخت نسبت به وجود نازنين امام زمان(عليهالسلام) است. زيرا به دليل عقلي و نقلي تحصيل معرفت و شناخت صفات و ويژگيهاي آن جناب واجب است و ايمان بدون شناخت امام زمان (عليهالسلام) تحقق نميپذيرد، و هيچ عملي را خداوند از بندگان قبول نميكند مگر اینکه با شناخت و معرفت امام زمان(عليهالسلام) باشد.
اين موضوع از چنان اهميتي برخوردار است كه در روايات بسياري كه از طريق عامه و خاصه از پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهمالسلام) نقل شده، آمده است كه: هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهل مرده است.
و در روايت ديگري كه ثقة الاسلام كليني از امام باقر(عليهالسلام) نقل ميكند، آمده است: هر كس در حاليكه امامي نداشته باشد بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر کس با شناخت امامش بميرد، پيش افتادن و يا تأخير اين امر (دولت آل محمد (عليهمالسلام)) او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حاليكه امامش را شناخته، همچون كسي است كه در خيمه قائم(عليهالسلام) با آن حضرت باشد.
توجه به مضامين دعاهايي كه خواندن آنها در عصر غيبت سفارش شده و مورد تأكيد قرار گرفته نيز ما را به اهميت موضوع شناخت و معرفت حجت خدا رهنمون ميسازد؛ چنان كه در يكي از دعاهاي معروف و معتبري كه شيخ صدوق (رحمة الله عليه) آنرا در اكمال الدين نقل كرده ميخوانيم:
پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني از دينت گمراه ميگردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را از حق، پس از آنكه هدايتم فرمودي منحرف مگردان.
اين شناخت و معرفت حجت الله چه اكسيري است؟ كه اگر با مس وجود آدمي آميخته نگردد، بشر از مرز حيوانيت و توحش فراتر نرود و به مرگ جاهليت از دنيا كوچ كند.
امام صادق(عليهالسلام) در مورد كمترين درجه معرفت امام ميفرمايد: كمترين درجه معرفت به امام آناست كه... [بداني] امام وارث[و جانشين] پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امري تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد.
مؤلف كتاب مكيال المکارم مراد و مقصود از معرفت امام را كه در روايات ياد شده بر آن تأكيده گردیده است، چنين بيان ميكند: بيترديد مقصود از شناختي كه امامان ما تحصيل آنرا نسبت به حضرت مهدي(عج) امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنان كه هست بشناسيم؛ به گونهاي كه اين شخصيت سبب در امان ماندن ما از شر شياطين و دوری از معاصي باشد و ما را به كمال مطلوب انساني رهنمون سازد و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين مهدويت شود. اين چنين شناختي جز به دو امر حاصل نميگردد:
اول، شناختن شخص امام(عج) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ويژگيهاي امام و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.
البته شناخت صفات و ويژگيهاي آن حضرت كه در كلام فوق به آن اشاره شد، در عصر ما از اهميت و ارزش بيشتري برخوردار است و در واقع اين نوع شناخت است كه ميتواند در زندگي فردي و اجتماعي منتظران منشأ تغيير و تحول باشد، زيرا اگر كسي فقط به يكي از صفات آن حضرت پي ببرد مثلاً يقين حاصل كند كه حضرتش شاهد و ناظر دائمي اعمال شيعيان و محبانش ميباشد و خويشتن را هميشه در محضر او ببيند؛ چنين فردي هيچ گاه آلوده به معاصي و محرمات نميشود و روز به روز بر فضائل و سجاياي اخلاقي او افزوده ميگردد و در مسير سعادت و كمال قدم بر ميدارد.
نكتهاي كه بايد در اين جا در نظر داشت اين است كه شناخت امام زمان(عج) از شناخت، ديگر امامان معصوم(عليهمالسلام) جدا نيست و اگر كسي به طور كلي به شأن و جايگاه ائمه هدي واقف شد، صفات و ويژگيهاي آنها را شناخت و به وظيفه خود در برابر آنها پي برد، قطعا نسبت به امام عصر(عج) نيز به شناختي شايسته و كامل ميرسد . يكي از راههاي پي بردن به مراتب و عظمت امامان معصوم(عليهمالسلام) مطالعه و تحقيق در كتابهايي است كه در اين زمينه نگاشته شده است كه از جمله ميتوان به كتابهاي زير اشاره نمود:
بحارالانوار: جلدهای پنجاه و يكم تا پنجاه و سوم، اصول كافي جلد اول ، الغيبة شيخ طوسي، كتاب الغيبه نعماني و كمال الدين و تمام النعمه شيخ صدوق، كه به لطف خدا همه اين كتابها به فارسي ترجمه شده و در دسترس همگان قرار گرفته است.
شايان ذكر است به اين نكته نيز اشاره كنيم كه اصليترين راه شناخت و تحصيل معرفت امام زمان(عج) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات ا ست كه در عنوان بعدي به توضيح و تبيين آن ميپردازيم.
2ـ تقوا و پرواپيشگي
يكي ازمهمترين وظايف شيعيان در عصر غيبت امام زمان(عج) رعايت تقوا و اجتناب از معاصي و محرمات است. منتظر امام زمان(عج) كسي است كه در عصر غيبت به تهذيب نفس و تزكيه خود بپردازد، رذايل اخلاقي را از نفس خويش بزدايد و به كسب فضايل مشغول گردد. چنانكه در روايتي از امام صادق(عليهالسلام) نقل شده :
هر كس دوست دارد از ياران قائم(عليهالسلام) باشد، بايد منتظر او [بماند] و در ا ين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار كند؛ پس اگر در اين حال بميرد و پس از مرگ او قائم بپاخيزد، پاداش او همچون كسي است كه آن حضرت را درك كرده است. پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، اين امر بر شما گوارا باشد، اي مشمولان رحمت الهي!
. حضرت مهدي(عليهالسلام) نيز با توجه به ناگهاني بودن امر ظهور، همه شيعيان را به انجام اعمال نيك و شايسته و دوري از كردار و رفتار ناپسند در عصر غيبت فراخواند ميفرمايند:
هر يك از شما بايد آن چه را كه موجب دوستي ما ميشود، پيشه خود سازد و از هرآنچه موجب خشم و نارضايتي ما ميگردد دوري گزيند، زيرا فرمان ما به يك باره و ناگهاني ميرسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نميدهد.
موضوع تهذيب نفس و پرهيز از گناه و اعمال ناپسند، به عنوان يكي از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتي برخودار است كه در يكي از نامههاي امام زمان(عليهالسلام) به شيخ مفيد(ره)، اعمال ناشايست و گناهاني كه از شيعيان سر ميزند، به عنوان يكي از اسباب اصلي طولاني شدن غيبت و محروم ماندن شيعيان از ديدار آن حضرت شمرده شده است بايد در نظر داشت كه تنها زماني ميتوانيم خود را منتظر امام زمان(عليهالسلام) بدانيم كه در زندگي فردي و اجتماعي خود، راه و روش مورد نظر را پياده كنيم، و در تمام مراحل زندگي رضايت حضرتش را در نظر بگيريم و در پيرو محض او باشيم.
در نامه اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) به عثمان بن حنيف آمده است:
بدانيد! براي هر كس امام و پيشوايي است كه در اعمال و رفتار خود از او پيروي ميكند، و به روشنايي نور علم او هدايت ميشود.
و بدانيد ! امام شما از دنياي خود و از زينتهاي آن به دو جامه كهنه و از خوردنيهايش به دو قرص نان قناعت كرده است. بدانيد! كه شما توانايي بر اين گونه رفتار نداريد، و لكن مرا به دوري از محرمات و كوشش در انجام واجبات و با پاكدامني و پيمودن راه صحيح ياري كنيد.
منتظر واقعي با تحصيل تقوا و پرهيزكاري در مراحل مختلفي ميتواند امام زمان(عليهالسلام) را ياري كند. زيرا هرگاه كسي اهل تقوا شد آثار ظاهري تقواي او موجب بيداري و يادآوري و هدايت ديگران ميشود و امام به وجود او افتخار ميكند و در حقيقت زينت و آبروي مولايش ميگردد و وجود او در هر مكان باعث برطرف شدن بلا و نزول رحمت ميشود.
اگر انسان خانه دل را از اغيار خالي نمايد و دست و پاي جان را از غل و زنجير هواي نفس آزاد گرداند و از مرداب نا امن دنيا به ساحل امن و آغوش گرم معرفت و زهد پناه برد ميتواند زمينه ساز واقعی ظهور حضرت مهدی(ع) باشد.
3ـ ياد امام
آنچه منتظران را در كسب معرفت امام و پيروي از آن بزرگوار ياري مي دهد و پايداري و استقامت در راه انتظار را به دنبال دارد، یاد و توسل دائم با امام زمان(علیه السلام) است. به راستي وقتي امام مهربان هميشه وهمه جا به حال شيعيان خودنظر دارد و لحظهاي آن ها را از ياد نمي برد آيا رواست كه دلدادگان روي او به دنيا و تعلقات آن سرگرم شوند و از یاد عزيز غفلت نمایند. راه و رسم دوستي و محبت آن است كه در همه حال آن بزرگوار را بر خود و ديگران مقدم بدارند.وقتي بر سجاده دعا مي نشينند از او آغاز كنند و براي سلامتي و فرج آن حضرت دعا نمايند كه آن بزرگوار خود فرمود: براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما در همان است.
منتظر حقيقي، در هنگام صدقه دادن، ابتدا سلامتي وجود شريف امام خود را در نظر مي گيرد. به هر بهانه دست توسل به دامن پر مهر مولایش مي زند و به اشتياق ظهور مبارك او و ديدن جمال بي مثالش ناله سر مي دهد. رهرو راه انتظار در مجالسي كه به نام آن محبوب دل ها، تشكيل مي شود حضور مي يابد تا ريشههاي محبت او را در دل محكم كند و به ساحت مقدس آن مولاي غريب عرض ارادتي نمايد با ياد او به جمكران و سهله و سرداب مقدس مي رود و همه زمان ها و مكان ها را به دنبال او و با ياد گل روي او سپري مي كند تا شايد آن مولاي مهربان با نيم نگاهي به او عنايت كند و مس وجود او را زر نمايد. از زيباترين جلوه هاي ياد در زندگي منتظران آن است كه هر روز با او تجديد عهد كرده و پيمان وفاداري ببندند واستواري خود را بر آن عهد اعلام كنند.در دعاي عهد چه زيبا مي خوانيم كه:
بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگيم، عهد و پيمان وبيعتي را كه از آن حضرت بر گردن دارم تجديد مي كنم، كه هرگز از آن عهد و بيعت برنگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا! مرا از ياران و ياوران آن حضرت و مدافعان از حريم مقدس او و شتاب كنندگان به سوي او براي انجام خواسته هايش و اطاعت كنندگان از دستوراتش و حمايت كنندگان از وجود شريفش و.. شهيدان در ركاب حضرتش قرار ده.
از امام صادق(علیه السلام) منقول است كه هر كس چهل صبح اين دعای عهد را بخواند از ياران حضرت قائم(علیه السلام) باشد، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.
اگر كسي اين عهد را بخواند و از اعماق وجود به مضامين آن پايبند باشد هرگز به سستي گرفتار نمي شود و در تحقق آرمان هاي امام زمان(علیه السلام) و زمينه سازي براي ظهور آن بزرگوار لحظهاي از پا نمي نشيند
آری! اين عقيده و ياد است كه به همه اعمال و رفتار انسان جهت مي دهد و محرك انسان در ميدان عمل مي گردد تا هم به تهذيب اخلاق خود و هم به هدايت وارشاد جامعه همت گمارد اگر چنين حالتي در شخص به وجود آيد و ياد محبوب در تمام وجودش جا گیرد ديگر گناه ومعصيتي از او سرنمي زند و همواره به دنبال جلب رضايت مولايش مي باشد واين ياد به تمام زندگي او رنگ الهي مي دهد و او را منتظر واقعي مي گرداند.
4ـ اطاعت از امام غايب (علیه السلام)
وقتي معرفت امام در سينه ها شكوفه زد و با رعايت تقوا و پرهيزكاري عطر يادش فضاي جان را پر كرد سخن از پيروي و اطاعت آن مظهر كمالات و فضائل به ميان مي آيد.
به راستي اطاعت چيست؟ اطاعت همان علت خلقت و آفرینش است. اطاعت يعني ذوب شدن در خواسته هاي معبود و در مقابل او از خود ارادهاي نداشتن. خداوند در قرآن مي فرمايد: يا ايها الذين أمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم.
همين اطاعت از خدا به دستور او، درباره رسول اكرم و ائمه معصومين(علیهم السلام) نيز مطرح مي شود. مؤمن واقعي كسي است كه از خدا و رسول خدا و ائمه معصومين اطاعت كند واطاعت از پيشوايان را در کنار پيروي از خداوند بداند چنانكه امام هادي (علیه السلام) در زيارت جامعه مي فرمايد:
كسي كه از شما معصومين اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است.
شايد به طور خلاصه بتوان گفت اطاعت همان تطبيق دادن نفس با فرامين و خواسته هاي اهل بيت(عليهم السلام) مي باشد اطاعت را باید ابتدا از مسائل اوليه شرعيه شروع کرد و محرمات و واجباتش را بشناسد.
به انجام صحيح واجبات و ترك محرمات کوشا باشد. و با این کار ظرف درون را از آلودگي ها و خبائث حيواني پاك نمايد و ديو هواي نفس را از دل بيرون كند تا در آن زمان است كه انسان ديوانه وار به دنبال مولاي غايب مي گردد و در همه جا او را جستجو مي كند و از روي محبت و عشق، چون مولايش را لايق مي بيند از او فرمانبرداري مي كند و اوامر او را مطاع ميداند. بنابراين وقتي انسان مطيع مولايش شد و اطاعت او را بر همه چيز مقدم كرد به تمامي وظايف خود عمل كرده و بر صراط مستقيم قدم برداشته است.
از با ر غم و درد فراق تو خميــد يم
ما را نبود غير ظهــور تو اميــدی
ما دل به تو داديم و ز غير تو بريد يم
وظایفی که ما باید در عصر غیبت داشته باشیم از همه مهم تر شناخت ایشان و اثبات عشق و علاقه مان به ایشان است.
شناخت حضرت واجب است و کسی که از حضرتش از ولی امرش بی خبر باشد و هیچ شناختی نداشته باشد روز قیامت باید پاسخگو باشد و پاسخش غیر از نادانی و جهالت و نمی دانستم و ببخشید و این ها باید باشد.
وقتی به درستی از چیزی سر در آوریم کم کم به سوی آن کشش پیدا می کنیم و دل و قلبمان تسخیر آن میشود و چه خوب که این کشش و تسخیر دل و قلب به سوی امام زمان، خورشید نورانی جهان و جهانیان باشد و چه لذتی دارد در سپاه او بودن و در کنار او جنگیدن.
از امروز با خود عهد کنیم که برای سلامتی و ظهور ایشان هفته ای 350 تومان یا روزی 50 تومان در پاکتی کنار بگذاریم و پول های جمع شده را اختصاص به نیازمندان بدهیم آنگاه کم کم فراوانی مال را در زندگی احساس می کنیم.
در دعاهای هر روزه ای که می کنیم از پروردگار، نازنین نازنین ها بخواهیم که ظهور ایشان را برساند و ما را هم در سپاه خود جای دهند. همچنین برای داشتن و حفظ ایمان بسیار دعا کنیم، زیرا دنیا دنیای نا حقی و کافری است، دیگر نمی شود به زودی زود حرفی را پذیرفت، به کسی اعتماد کرد یا حتی نمی شود با کسی به این زودی ها دست رفاقت داد.
دنیا دنیایی است که در آن شیطان ها در حال حکومت اند و ما را هم می خواهند مثل خودشان خوک صفت کنند پس ایمان باید حفظ شود تا نکند که یه وقت از لشگر و سپاه حضرت دور بمانیم.
چه روز سختی خواهد بود آن زمانی که حضرت قیام می کنند و نفرات سپاه خود را صدا می زنند ولی نام خود را از زبان ایشان نشنویم و نگاه امام را بر خود نبینیم، چه زجر آور ست که امام بی توجه به ما به جلو براند.
بیاییم از امروز خود را بسازیم، از امروز خود را برای ظهور آماده کنیم، برای قیام، برای گرفتن حق از ناحقان ، بیاییم بیدار شویم و ببینیم آنچه که به ما می خورانند درست نیست، آنچه که از ما می خواهند درست نیست، راه را باید پیمود اما درست.
حضرت منتظر انسان هایی با اراده ی قوی و ایمانی زیبااند، حضرت جوان هایی سست نمی خواهند، فاقد قدرت بدنی نمی خواهند، باید آزمود باید یاد گرفت تا فردای ظهور به کار آییم، به کار جنگ ،به کار قیام، به کار عشق ورزیدن به حضرت. باید از علمی که در وقت قیام به دردمان می خورد بهره بگیریم، باید از ورزش هایی که در عصر ظهور و جنگ به دردمان می خورد یاد بگیریم(تیر اندازی- شمشیر بازی- کاراته یا حتی دفاع شخصی و همین طور پرستاری و کمک های اولیه برای زخمی ها) حضرت منتظر چنین جوان هایی هستند تا با آن ها پیروزی را به دست آورند نه با دستانی خالی و بی اراده و ناتوان.
به خود بیاییم تا زمان از دست نرفته، تا دیر نشده، تا قیام حضرت بر پا نشده به خود آییم، اگر قیام شد دیگر شده، دیگر کار از کار گذشته و حضرت انتخاب هاشان را کرده اند، اگر می خواهیم سرباز باشیم باید بگوییم یا علی و با اراده ای پولادین و ایمانی محکم بلند شویم.
چرا وقتي که نام قائم (عج) برده مي شودشيعيان تمام قد روي پاي مي ايستند؟
پاسخ: يکي از اعمالي که در بين شيعيان مرسوم و معمول بوده است، اين است که چون نام «قائم» (عج) در جايي برده مي شود، اهل مجلس، بلند مي شوند. اگر چه دليلي مسلم بر وجوب قيام به هنگام ذکر اين لفظ در دست نيست، اما در اين حد مي توان گفت که اين امر در بين مردم، به عنوان يک عمل مستحب، ريشه اي مذهبي دارد و در حقيقت، اظهار ادب و احترام به آن امام عزيز است.
چنانکه نقل شده: حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان.» [1] .
و از روايتي چنين استفاده مي شود که اين رفتار در عصر امام صادق (ع) نيز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قيام در موقع ذکر «قائم» چيست؟
حضرت فرمود: صاحب الامر غيبتي دارد بسيار طولاني، و از کثرت لطف و محبتي که به دوستانش دارد، هر کس وي را به لقب قائم - که مشعر است به دولت کريمه او، و اظهار تأثري است از غربت او - ياد کند، آن حضرت هم نظر لطفي به او خواهد نمود؛ و چون در اين حال، مورد توجه امام واقع مي شود سزاوار است از باب احترام به پا خيزد و از خدا تعجيل در فرجش را مسئلت نمايد.» [2] .
البته مي توان گفت در بعضي شرايط واجب مي باشد. مثل اينکه اين لقب يا القاب ديگر حضرت در مجلس ياد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خيزند. در اين حال اگر کسي از اهل مجلس بدون عذر از جاي خود برنخيزد، اين برنخاستن توهين و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بديهي است اين عمل حرام مي باشد.
آيت الله سيد محمود طالقاني - رحمه الله عليه - مي گويد: «اين دستور قيام، شايد (فقط) براي احترام نباشد، و الا بايد براي خدا و رسول و اولياي مکرم ديگر هم به قيام احترام کرد، بلکه دستور آمادگي و فراهم کردن مقدمات نهضت جهاني و در صف ايستادن براي پشتيباني اين حقيقت است... اين همه فشار و مصيبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموي، تا جنگهاي صليبي و حمله مغول و اختناق و تعديلهاي دولتهاي استعماري، بر سر هر ملتي وارد مي آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ ليکن ديني که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که چون اسم صريح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود، به پا بايستيد و آمادگي خود را براي انجام تمام دستورات اعلام کنيد، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مرد.» [3] .
[1] بحارالانوار ج 51 ص 30
[2] الزام الناصب حائری یزدی ج 1 ص 271
[3] خورشید مغرب محمدرضا حکیمی ص 264

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)
آقا جانم
هر هفته جمعه ها تا می خواهم بنشینم و برایت درد و دل کنم، صدای اشک و آهت غصه هایم را از یادم می برد. چه سوز و گدازی داری، چه ناله های غریبانه ای می زنی! فغانت آتش به جانم می کشد و بند بند وجودم را به خاکستر تبدیل می کند. می دانم، علت اشک هایت را خوب می دانم. می دانم که چقدر از دست ما بندگان رنجور و دل آزرده هستی، می دانم آنقدر که تو برای ما اشک می ریزی ما دلسوز خود نیستیم و غافلیم. در فراسوی خیال می بینمت که خسته ای از شنیدن توبه های تکراری، خسته ای از اینکه ما شیعیانت که امیدت را بر ما بسته ای، هنگام جور و گناه، تو را حاضر و ناظر نمی بینیم و قسم ها التماس هایت را نمی شنویم. طوری به شیرینی آنی و آرامش ظاهری وسوسه های شیطان دل بسته ایم که همانند مهر مادری برایمان جدایی ناپذیر شده است، یادمان رفته است که الا بذکر الله تطمئن القلوب، فراموش کرده ایم که یاد تو با یاد خدا یکی ست و تو مایه ی رسیدن نعمات و محبت های خدا بر ما هستی، روی بی همتای تو را به رخ های خوش آب و رنگ، به ارزانی فروخته ایم و بی حجابی مان، خود، حجابی برای ندیدن رخساره ات گشته است. چه راحت وساده خود را فریب می دهیم، خیال می کنیم که دلی پاک داریم و ضمیری صاف و روشن، غافل از اینکه از کوزه همان برون تراود که دراوست. ما را ببخشای ای کریم. ما را ببخش از اینکه وقتی نداریم تا برایت صرف کنیم، دغدغه های دنیا آنقدر گرفتارمان کرده است که یاد تو را، همانند عکسی نیمه سوخته در آلبوم های خاک خورده ی ذهنمان به باد فراموشی سپرده ایم. ما را ببخش اگر برای برآورده شدن حاجات خود تو را می طلبیم، نه به خاطر خودت، ما را عفو کن اگر لاف می زنیم که در راه مهدی (عج) قدم بر می داریم و فقط از این راه طولانی، یک گام بیشتر به نام گریه بر نداشته ایم، ما را ببخش اگر فقط حرف می زنیم و از عمل خبری نیست. ای کاش بتوانیم درک کنیم که تو تنها با حرف نمی آیی و با حلوا حلوا گفتن، دهان آدمی شیرین نمی شود. ای کاش متوجه شویم که برای رسیدن به تو می بایست دل از همه ی تعلقات دنیوی برکند و نفس را آنقدر لگدمال کرد که تبدیل به یک پادری شود. مهدیا، برایمان دعا کن که به معنای واقعی کلمه تو را بشناسیم، راهت را بشناسیم، طریقه ی حرکت در مسیر حق و عدالتت را به درستی تشخیص دهیم و در مواجهه با آفات آن پیروز باشیم، دعایمان کن بفهمیم که نباید ملاقات گرا بود و با تشبّه به خصلت های ناب تو، تو خود به دیدار ما می آیی و حجاب از چشممان بر می کنی، از خدا بخواه که اعمال و اهداف نیک با خونمان آمیخته شود تا بتوانیم به زغم خود شرایط را برای ظهورت آماده سازیم و ابرهای سیاه را کنار بزنیم تا روی خورشیدسان ات نمایانگر شود و ظلمت جهان را به روشنایی تبدیل کند. آقا جان، می دانم که لایق نیستم که خود را جزو منتظرانت خطاب کنم، اما بدان که منتظرم تا این جسم نالایق را فرش راهت نمایی و قدم بر چشمان سپیدم نهی، هر جمعه به عشق تو ندبه می خوانم و از پشت پنجره منتظرم تا شاید قاصدکی از تو برایم خبری بیاورد و نسیمی از بوی خوشت مرا مست کند. به عزت و شرافتم قسم می خورم که با ذکر العجل از دنیا بروم که شاید منتی بگذاری و با دست های خودت چشمانم را ببندی.
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه
العجل یا مهدی (عج)

♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ کپی برداری از مطالب فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ تعجیل در فرج اقا و صاحبمون حضرت ولی عصر(عج)صلوات. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یاران مهدی(عج) مردمانی پولاد دل،سرشار از یقین به خدا و محکم تر از صخره ها هستند:اگر به کوهها روی بیاورند آنهارا متلاشی میکنند. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست، جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن همه جا را فرا می گیرد. آری ای دوست: تا زمانی که بهشت ظهور نکرده من و تو مقیم جهنمیم . ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


